| فرقه ناجيه | |
|
سايتهاي خبري
روزنامه ها
سايتهاي اسلامي
وبلاگهاي منتخب
سايتهاي قرآني
سايتهاي اهل بيت ع
سايتهاي علما
سايتهاي مناظره
ارسال نظرات و پيامها
آمار بينندگان
http://">
|
يا حسين...
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است.... فرارسيدن ايام عزای حسين وعترت پاکش (عليهم السلام)بر شما عاشقان اهل بيت تسليت باد...
آيا دوست داريد خادم افتخاری حضرت ابالفضل عليه السلام باشيد؟
!! نوشته شده توسط
| |
دست پنهان...پديده ی تسونامی از زوايای گوناگون مورد بحث وبررسی قرار گرفت اما هيچ کس در مورد يک موضوع سخن نگفت.... نظر شما چيست؟؟؟
!! نوشته شده توسط
| |
رمضان تجلی وابتسما....طوبی للعبد اذا اغتنما....شهررمضان الذی انزل فيه القرآن
از عيون اخبار الرضا ج 1 ص 230محروم واقعى آن كسى است كه نتواند در ماه رمضان، غفران الهى را به دست بياورد.ادعیه و زیارات مختلف (صوتی و تصویری) ماه مبارك رمضان از ديدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)
التماس دعا !! نوشته شده توسط
| |
نشانه هاي بسيار نزديك بودن ظهور حضرت مهدی عجمن نمي توانم اسم رهبر روي ايشان بگذارم. بزرگتر از اين است، نمي توانم بگويم که شخص اول است، براي اينکه دومي در کار نيست. ايشان را نمي توان با هيچ تعبيري تعبير کنيم الا همين که مهدي موعود (عليه السلام) هست. جز تو در محفل دلسوختگان ذکري نيست اين حديثي است که آغازش و پايانش نيست عاشقم عاشق و جز وصل تو درمانش نيست
کيست کاين آتش دلسوخته در جانش نيست
حضرت امام خميني (ره)
قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عليه السلام):
«إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.» ما در رعايت حال شما كوتاهى نميكنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى ميآورد و دشمنان، شما را ريشه كن ميكردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد. قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عليه السلام):
«فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.» هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مىسازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را ميگيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمىدهد. ![]() قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عليه السلام): «إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ.» هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.
ـ بشارت آيه الله العظمي بهجت : اشاره مستقيم و بشارت صريح آيه الله العظمي بهجت در جمعي در مورد نزديكي ظهور امام زمان ( عج ) كه فرمودند : “ تا كنون به جوانان بشارت مي داديد كه منتظر باشيد ظهور مولايتان را خواهيد ديد اينك ( ظهور آنقدر نزديك شده است كه ) به سالخوردگان و پيران هم بشارت دهيد كه ظهور را خواهيد ديد . ” بسياري از منتظران و شيفتگان ولي عصر ( عج ) را سرشار از شور و شوق ظهور نموده است و براي آنها دليلي محكم و برهاني قاطع در يقين به نزديكي ظهور ايجاد كرده است .
قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عليه السلام):
سلامت می کنم مولای باران........ !! نوشته شده توسط
| |
تذکر مهم!وحدت اسلامي امروزه مهمترين گزينه اي است که متاسفانه عدم توجه به آن سبب بروز مشکلات عديده اي از جمله تسلط مستکبرين برعالم اسلامي شده به طوري که هرروز در مقابل ديدگان عالم اسلام خون کودکان وزنان مظلوم در عراق وفلسطين و... بر زمين ريخته مي شود ومسلمانان متاسفانه بجاي هر گونه عکس العملي سکوت را برگزيده اند. لازم دانستم در اين ايام که مصادف با هفته وحدت نيز بود به اين نکته اشاره کنم که بيان انتقاد به برادران اهل تسنن به معناي دشمني ميان ما نيست در غير اين صورت حمله جهت ايجاد تفرقه در راستاي اهداف دشمن مشترک ميان ما خواهد بود دشمني که خود بارها اذعان کرده از هيچ چيز به اندازه جامعه زخم خورده اسلام هراس ندارد !اين نکته نيز لازم به تذکر است که منظور ازوحدت وحدت سياسي است نه اعتقادي چرا که وحدت در مسائل اعتقادي وفروعات معنا ندارد وبحث در مسائل اصولي است .واين دو هيچ منافاتي با هم ندارند وبيان انتقاد به معناي عداوت نيست کما اينکه خود اينجانب با بسياري از برادران اهل سنت روابط تنگاتنگ دارم واز سوي ديگر در کنفرانس بين المللي وحدت اسلامي که هفته گذشته در تهران برگزار شد تمامي ميهمانان به اين نکته اعتقاد داشتند.فلذا اعلام مي کنيم حاضريم براي دفاع از کيان اسلامي دوشادوش با برادران اهل سنت براي پيشبرد اهداف متعاليه اسلامي واز بين بردن دشمنان اسلام وشبکه جهاني صهيونيسم به پاخيزيم..... آري بيداري اسلامي امروزه محاسبات استکباري را به هم ريخته ومعادلات جهاني مطلوب مستکبران را تغيير خواهد داد. !! نوشته شده توسط
| |
دوستان عزيز سلام اينجانب قصد سفر چند روزه به مشهدمقدس دارم .از جانب همه شما نائب الزياره خواهم بود ... يا علی !
!! نوشته شده توسط
| |
يا حسين...ان للحسين فی قلوب المومنين محبه مکنونه...
فرارسيدن ايام اربعين حسينی وشهادت امام حسن مجتبی ورحلت جانسوز نبی رحمت حضرت محمد مصطفی عليهم السلام را به پيشگاه امام زمان ارواحنا له الفرا ومقام معظم رهبری تسليت می گوييم.
!! نوشته شده توسط
| |
آيه مباهله و فضيلت علیفخررازي(سني مذهب) درذيل تفسيرآيه مباهله مي گويد: پيرمردي درشهرري به من برخوردکردومدعي شدعلي ازانبيا’ پيشين برتراست.پرسيدم چه دليلي داري؟ آيه مباهله راخواندوگفت: قرآن مي گويد :"ندع ...انفسنا"دعوت کنيم خودمان را.مدعوين عبارتندازابنائنا:پسران که حسن وحسين اند ونسائنا: زنان که کسي جزفاطمه زهرانبود وانفسنا:خودمان که کسي جزعلي نمي تواند باشدچراکه پيامبرخودش راکه نمي خواهددعوت کند.فلذاتعبيرخودمان نشانگراين است که شخصي حائزاين عنوان است که جامع تمام خصوصيات پيامبرباشد.بنابراين هرشان وخصوصيتي که خدابه پيامبرداده به علي هم داده منهاي جنبه نبوت. فلذاچون پيامبراشرف مخلوقات وانبيا مي باشدعلي نيزافضل است. اين عالم سني مي گويد :من ديدم درمقابل اين استدلال هيچ جوابي ندارم.اين استدلالي است که يک عوام شيعه براي فخر رازي (شيخ المشککين) کرده واوازپاسخ درمانده است. !! نوشته شده توسط
| |
پاسخ به يک پيام!دوست گرامی جناب آقای صديق! فرموده بوديد : (آيا ميدانيد خلفاي راشدين چه حقي بر گردن مسلمانان و بخصوص ما ايرانيان دارند که شما اين گونه ناسپاسي مي کنيد وبه بيان مزخرفات مي پردازيد؟ به عنوان مثال اگر انفاق اموال کثير جناب ابابکر رضي الله عنه نبود هرگز اسلام گسترش نمي يافت وپيشرفت نمي کرد ووو... ) از بيان لطف شما متشکريم .فرموده بوديدچرا به بيان ... می پردازيد؟خوب می دانيد که ما مطالبمان را دقيقا بنا بر منابع اهل سنت می آوريم فلذا هرگونه صفتی برمی گرددبه موصوف اصلی آن يعنی منابع خودتان... ازسوی ديگر ازشما می پرسیم بذل انفاق جناب ابوبکر درکجا اتفاق افتاده واين اموال از کجا بوده؟اگر بگوييد در مکه (قبل ازهجرت)خوب همه می دانند اشتباه است چرا که پيامبر نه مسجدی ساخته ونه سپاهی را تجهيز نموده بودوهمه مسلمانان را به سوی حبشه فرستاده بود وصدقه برپيامبرو بنی هاشم نيز حرام بودو خوب می دانيم که وی با اموال خديجه غنی بود!واگر بگوييد درمدينه باز هم می دانيد ابوبکر هجرت نموده وجز (۶۰۰دينار)هرچه داشت در مکه وبرای خانواده اش گذاشته بود.وجميع مهاجرين خود ميهمان انصار بودند! ومی دانيد که جناب ابوبکر نه تاجر بود ونه ثروتمند بلکه گاهی با بزازی وفروش اموالی که بردوشش حمل می نمود وگاهی بانجاری وساخت درب وپنجره وتعليم اولاد امرار معاش می نمود !!! جناب آقای صديق ! بيشتر تدبر کنيد!!! والسلام علی من اتبع الهدی. !! نوشته شده توسط
| |
اين مطلب را حتما بخوانيد....بخاري درصحيح خود(جلد8,ص157,كتاب اعتصام بالكتاب السنه)و مسلم(درصحيح مسلم,جلد6,ص179,باب الاستئذان)مي گويد: "روزي ابوموسي ازعمراجازه خواست كه به خانه اش واردشود وگوياعمرمشغول كاري بودپس برگشت.عمرگفت:آيامن صداي عبدالله ابن قيس(ابوموسي)رانشنيدم؟بگذاريدواردشود.اوراصدازدند.عمرپرسيد چرا چنين كردي؟(وبرگشتي)ابوموسي گفت:(پيامبر)مارااين گونه فرمان داده است.عمر گفت :ياگواهي بياور,يابلايي برسرت آورم كه نداني!وي به جلسه انصاررفت وازآنهاگواهي خواست.گفتند: تنهاجوانان ماحاضرندبراي گواهي بيايند.ابوسعيد خدري (كه جوان ترين فرد بود)حاضرشدوگواهي داد.عمر گفت :اين رااز پيامبرنشنيده ونديده بودم.من در بازارهابه معامله مي پرداختم ." ×××××××××××××××××××××××××××××××××× چندنكته شگفت آورداستان: 1- داستان استيذان واجازه گرفتن براي ورودبه خانه ديگران در سنت پيامبر آشكاراست وهمه حتي بچه هانيزآن رامي دانستند كمااينكه ابوسعيدكه نوجواني بودحاضر شد. 2- اين نشان ميدهد عمر داراي گارد ويژه محافظ بوده ونمي گذاشتندهركس نزداوبرودچون ابوموسي سه باراجازه خواست ولي اجازه داده نشد.امادوستان وپيروان اواز بني اميه مي خواستند اورااز پيامبرهم ساده ترنشان دهندكمااينكه گفته اند كنار كوچه مي خوابيده وپاسداري نداشته!!! 3- اين روايت خشونت وتندخويي عمررانشان مي دهدكمااينكه به ابوموسي كه مثلا صحابي بزرگ مي باشد مي گويد: به خدا به پشت وشكمت تازيانه مي زنم مگر آنكه كسي رابياوري كه گواهي دهد توراست مي گويي.(صحيح مسلم,ج6,ص178,كتاب الآداب,باب استيذان)اين خودكامگي عمرباعث مي شدبسياري ازصحابه حق را بپوشانندوحقايق رابرزبان نياورند.حتي وي احاديث مدون پيامبر را سوزاندومخالفان اين كاررازنداني ساخت. 4- اين حديث نشان مي دهدعمرازمجلس پيامبربسيارغايب مي شده وسرگرم خريدوفروش دربازاربوده است.به همين دليل احاديثي را كه حتي بچه هانيزمي دانستند,براوپوشيده بود.شهادت يك پسر بچه خودتوهيني است به كسي كه برتخت خلافت نشسته وحتي ساده ترين چيزهاراازسنت پيامبرنمي داند.وي بااين حديث پيامبرچه مي كردكه:"هرگاه كسي كاررهبري مردم رابه دست بگيردباآنكه مي داندداناترازاوهم درميان آنان وجوددارد,به خدا,پيامبر ومومنان خيانت كرده است."!درحالي كه خودعمربسياري ازجاهااعتراف نموده كه:"اي عمر!همه مردم حتي زنان پرده نشين هم ازتوآگاه ترند"و"اگرعلي نبودعمر بيچاره ميشد"و"خريد وفروش دربازارمرااز شنيدن احاديث پيامبربازداشت"ووو... حتي يك بارابي ابن كعب-حافظ مشهورقرآن-درپاسخ عمركه به اوگفته بودقرائت تودرست نيست ومن تاكنون آن رانشنيده ام به او گفت :"اي عمر!من هميشه سرگرم قرآن بودم وتوسرگرم خريدوفروش در بازار !"(تاريخ ابن عساكر,ج2,ص597/مستدرك الصحيحين ,ج3, ص305/سنن ابوداوود/وجامع الاصول ابن اثير) وخوداومي گويد:"من ويكي ازهمسايگانم درمحله بني اميه ابن زيد بخش عوالي مدينه بسر مي برديم.من واويك روزدرميان نزد پيامبرمي آمديم ودر بازگشت اخباررابه هم مي رسانديم."اين قول عمرنشان مي دهدكه اولا منزلش از پيامبر دور بوده وثانيا خودرابه زحمت نمي انداخته وشايد روز دوم رابه تجارت مي پرداخته !!!.... اين كجا وسخن علي (ع)كجاكه فرمود:"من روزي دوبارديدارخصوصي باپيامبرداشتم,يكي بامدادوديگري درشامگاه"واوكسي بود كه چون طفلي به دنبال مادرحتي شاهد نخستين نزول وحي بودووو... تو خود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل .... !! نوشته شده توسط
| |
تعصب سنيان در عداوت با شيعهدهن كجي به شيعيان حتي در مسائل ديني ! غزالي و متوكل ماوردي كه هردو از پيشوايان شافعي ها هستند مي گويند :پهن كردن روي قبر ها جائز است اما از آنجا كه رافضي ها (شيعيان) آن را شعار خود كرده اند,ما از اين عمل اعراض كرده, آن را مانند كوهان شتر برآمده مي سازيم ! ******** مصنف كتاب الهدايه نيز كه ازسنيان حنفي مذهب است مي گويد :انگشتر در دست راست كردن جايز است ولي چون رافضيان آن را عادت خود قرار داده اند , لذا ما آن را دردست چپ قرار مي دهيم ! ******** زمخشري يكي از پيشوايان حنبليان نيز در تفسير آيه "وهوالذي يصلي عليكم وملائكته " (احزاب 43)مي گويد : به مقتضاي اين آيه شريفه ,صلوات ودرود فرستادن بر فرد فرد مسلمين جايز است ولي چون رافضيان اين را فقط در مورد ائمه شان رسم كرده اند از اين روما آن رامنع ميكنيم ! ******** امام اهل سنت ,ابو حامد محمد غزالي طوسي صاحب كتاب احيا' العلوم در خصوص عدم جواز لعن يزيد ابن معاويه اصرار وپافشاري زيادي دارد ,چرا كه اورا مجتهد مي داند و معتقد است كه يزيد از جناياتش توبه كرده فلذا يك مومن به تمام معناست !!! ******** داستان پسر هند مگر نشنيدی كه ازاووسه كس اوبه پيمبرچه رسيد ؟ پدر او سرودندان پيمبر بشكست مادر او جگر عم پيمبر بمكيد او به ناحق حق دامادپيمبر بستاند پسر او سر فرزند پيمبر ببريد بر چنين قوم تولعنت نكني شرمت باد لعن الله يزيدا و علی آل يزيد ********* اللعن علي يزيد لازال يزيد لعنا مترادفا مقفي بمزيد واذكر عطش الحسين واسكب دمعا واطلب ثلج الفواد من لعن يزيد
نا گفته نماند سنيان خود را "سني"مي نامند كه عمل به سنت و حديث پيغمبر مي كنند ومارا "رافضي" ناميده اند يعني سنت پيامبر را ترك كرده ايم.لكن از آنچه گفتيم وخوانديد به خوبي روشن گرديد كه شيعه به سنت عمل نموده وسني رافضي است .مرحوم حرعاملي صاحب وسائل الشيعه چه زيبا سروده است : ان كان حبي للوصي ورهطه رفضا كما زعم الجهول الخائض فالله والروح الامين واحمد وجميع املاك السما' روافض يعني :اگر دوست داشتن علي وفرزندانش باعث رافضي بودن من است چنانچه سنيان نادان گمان كرده اند,پس خدا وجبرئيل وپيامبر اسلام (ص)و تمام ملائكه آسمانها كه علي واولادش رادوست دارند همه رافضي هستند!
!! نوشته شده توسط
| |
پاسخ عجيب عالم سنی !!!
سيد نعمت الله جزايري (ره)در"انوار نعمانيه" در باره ي مناظره اي كه بين مرحوم شيخ بهايي و عالمي از علماي اهل سنت كه اعلم علماي مصر بود واقع شد نوشته است : شيخ بهايي چون به سفر مكه مشرف گشت ,چهار سال سفرش طول كشيد ودوسال در مصر ماندودر مصربايكي از علماي معروف مصري آشنا شد. شيخ بهايي ازروي تقيه به آن عالم گفته بود كه من بر مذهب عامه و از اهل تسنن هستم.روزي آن عالم مخالف به شيخ (ره)گفت : اين طايفه رافضه كه در نزدشما هستند در مورد ابوبكر وعمر چه مي گويند ؟ شيخ (ره) پاسخ داد : آنها دو حديث براي من ذكر نمودند كه من از جواب آنها عاجز مانده ام وتا حال نتوانسته ام پاسخي قانع كننده به آنها بدهم. عالم سني پرسيد :آن دو حديث كدام اند ؟ شيخ (ره) فرمود:شيعيان مي گويند :"مسلم" در كتاب صحيح خود روايت مي كند كه پيامبر (ص) فرمود: "هركه فاطمه رااذيت كند به تحقيق مرا آزرده وهركه مرا آزار دهد خداوند را آزرده است ."و نيز مسلم در همان كتاب پس از پنج ورق روايت كرده :"فاطمه (س) از دنيا رحلت كرد در حالي كه بر ابي بكر وعمر خشمناك بود" .چون آن دو موجب آزار او شده بودند.من تا حال نتوانسته ام پاسخ و توجيهي از اين دو حديث ارائه دهم.عالم سنی گفت :نگران نباش ,من امشب آن كتاب را مطالعه مي كنم و آن دو حديث را مورد بررسي قرار مي دهم .فرداي آن روز آن عالم سني با ناراحتي و عصبانيت به شيخ (ره) گفت : اي شيخ من نگفتم اين رافضي ها هميشه به ماسني ها تهمت ميزنند وحديث دروغ نقل مي كنند. شيخ گقت :چطور ؟ عالم سني گفت :من ديشب صحيح مسلم را به دقت مطالعه كردم وديدم فاصله حديث اول با حديث دوم بيش از پنج ورق است !!! قصص العلما ء تنكابني ص226 - منتخب قواميس الدور ص 296
!! نوشته شده توسط
| |
اعترافات خلفا
اعتراف عمر به اينكه علي مولا وصاحب اختيار اوست. حافظ دار قطني به نقل ازعلامه خوارزمي وديگراعلام حديثي آورده است كه به عمرابن خطاب گفته شد: * انك تصنع بعلي شيئا لاتصنع مع احدمن اصحاب النبي؟!فقال: انه مولاي* ازچه رو با علي آنچنان تعظيم وخوشرفتاري مي كني كه با هيچ يك ازاصحاب پيغمبر (ص)اين چنين نمي كني ؟عمر گفت او مولاي من است !(باتوجه به فرموده ي پيامبر كه:من كنت مولاه فهذا علي مولاه معناي مولي در چنين زمينه اي جزصاحب اختيار واولي به تصرف چيز ديگري نمي باشد...) منابع (اهل سنت) : مناقب خوارزمي,ص97 - رياض النضره طبري,2/115 - شرح المواهب اللدنيه زرقاني مالكي,ص13 صواعق المحرقه ابن حجر ,ص26,سطر11 - و...
*********************************** خطاب" يا امير المومنين" ابو بكر و عمر به علي عليه السلام : علامه محقق شيخ عبيد الله امر تسري حنفي از طريق حافظ ابن مردويه اصفهاني نقل از سالم غلام (آزاد شده)علي نموده كه گفت :همراه علي در زميني كه آن را كشت مي نمود, بودم ,پس ابوبكر وعمر بدانجا آمدند و گفتند :السلام عليك يا امير المومنين ورحمه الله وبركاته بدانها گفته شد در زمان حيات پيامبر با لفظ يا اميرالمومنين به علي سلام مي كنيد ؟! عمر گفت :پيامبر اينچنين به ما امركرد ودستور داد. ارجح المطالب ,ص15,چاپ لاهور - مناقب سيدنا علي عيني ,ص20-شماره 61
!! نوشته شده توسط
| |
برخي فتاوي علماي اهل سنت كه مخالف صريح قرآن ,سنت ,شريعت وعقل و... مي باشد :
غزالي صاحب احياء العلوم كه از بزرگان عامه است می گويد:ابو حنيفه فتوي داد كه اگر انسان 10 درهم به مادر خود بدهد وبا او ازدواج كند زنا نكرده است ! ونيز فتوي داد كه اگر انسان پارچه حرير به آلت رجوليت خود بپيچد وبا زن اجنبيه جماع كند ,زنا نكرده است. ونيز فرموده كه اگر مردي 20سال در مسافرت باشد يا از زن خود به هر علتي دور باشد, وبعد از گذشتن 20سال مراجعت كند وزن خود را آبستن ببيند ,فرزند ازخود اوست نه از ديگري!!! شافعي مي گويد:پوست حيوان ميته (مرده)با دباغي پاك ميشود! ابو حنيفه نيز مي گويد:حتي پوست سگ ـ كه نجس العين است ـ با دباغي كردن پاك مي شود.(اين حرف مخالف قرآن است كه مي فرمايد :حرمت عليكم الميته : مائده 3) ابو حنيفه مي گويد:مشرك در همه مساجد مي تواند داخل شود! قرآن:انما المشركون نجس فلا يقربوا المسجد الحرام .توبه 28 و مي گويد :دخول جنب در مسجد مطلقا حرام است. قرآن :الا عابري سبيل.مگر ازدري داخل و از ديگري خارج شود. نساء 43 همچنين مي گويد:سجده بر نجاست سگ و وضو با شراب جايز است!!! ووو.... وناصر خسرو چه زيبا گفته : شافعي گفت كه شطرنج مباح است مدام كج مبازيد كه جرزاست نفرموده امام بوحنيفه به ازاو گويد درباب شراب كه زجوشيده بخور تا نبود برتو حرام حنبلي گفت كه گر زانكه به غم درمانی بسته بنگ تناول كن و سرخوش بخرام گركني پيروي مفتي چارم مالك اوهم از بهر تو تجويز كند وطي غلام ************************* ما به محبان علي و عمر توصيه می کنم حتما سری به وبلاگ ادواردو بزنيد. !! نوشته شده توسط
| |
**لطائف**گفتگوي شيعه و سنی يک نفر سني با شيعه اي در باره ي معاويه گفتگو مي كرد. سني گفت : چون معاويه از اصحاب پيغمبر است , خدا اورا به بهشت مي برد!شيعه گفت : چون معاويه با علي جنگ كرد خدا اورا به دوزخ می برد.در بين بحث شيعه گفت :بر فرض اينكه خدا هم بخواهد معاويه را به بهشت ببرد, مردم نخواهند گذاشت !سني از روي تعجب پرسيد:مگر ممكن است خدا چيزي را بخواهد ومردم نگذارند آن كار انجام شود ؟!شيعه گفت :بلي ,همانطوري كه خدا مي خواست علي خليفه شود ,ولي مردم نگذاشتند خواسته ي خدا عملي شود و ديگري را خليفه نمودند !!! سني شرمنده شد... صحابه گر چه ايشان كالنجومند ولي بعضي كواكب نحس وشومند *************************اگر علی ساربان است ... يك نفر سني به شيعه اي گفت:روز قيامت خليفه دوم بر شتري سوار مي شودوعلي ابن ابيطالب عليه السلام مهار آن شتر را گرفته در كنار درب بهشت مي خواباند.شيعه گفت آري ولي اگر علي ساربان است مي داند شتر را كجا بخواباند!!! ************************ پاسخ لطيف شيخ حر عاملی حكي لي جماعه من الثقات :انه في بعض السنين نزلت صاعقه فيها نار من السما' علي الضريح المقدس النبوي في المدينه فاحرقت طرفا منه و ,فقال بعض النواصب شعرا: لم يحترق حرم النبي لحادث ولكل شيي مبتدا وازار لكنها ايدي الروافض لامست ذاك الجناب فطهرته نار فقال بعض الشيعه في الجواب : لم يحترق حرم النبي لحادث ولكل شيي مبتدا وعواقب لكن شياطين قد نزاد به ولكل شيطان شهاب ثاقب
هيچ داني چرا شفا ندهد كوروشل در مدينه پيغمبر تانگويند سنيان به يقين كين زاعجاز بوبكست وعمر **************** پاسخ لطيف امام صادق عليه السلام روي من كتاب المناقب لابن شهر آشوب :ان الصادق عليه السلام, سئل عن ابي بكر وعمر.فقال عليه السلام:كانا امامين قاسطين عادلين كانا علي الحق وماتا عليه فرحمه الله عليهما يوم القيمه!!! فلما خلي المجلس قال له بعض اصحابه :كيف قلت يابن رسول الله (ص)؟! فقال (ع) : نعم , اما قولي كانا امامين فهو ماخوذ من قوله تعالي (وجعلناهم ائمه يدعون الي النار.) ***************** فرقه ناجيه به بيان خواجه نصير الدين طوسی در ضمن حديث معتبري از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله آمده است: ************** !! نوشته شده توسط
| |
عمر و شيوه كشف جرم او... ابن قتيبه در شعرا آورده : گويند عمر ابن الخطاب از غلام (بني الحسحاس) شنيد كه اين شعر رابا خود زمزمه مي نمود: ولقد تحدر من كريمه بعضهم عرق علي الجنب الفراش وطيب «عرق وبوي خوش از بعض دختران آنان در كنار بستر فرو ريخت.» عمر بر آشفت وغلام را تهديد به مرگ نمود و آنگاه براي اين كه بفهمد مقصود او كدام زن بوده دستور داد به او شراب نوشانده و زناني را از مقابل او عبور دهند، هنگامي كه زن مورد علاقه غلام از مقابل او گذشت، غلام نسبت به وي اظهار تمايل وعشق نمودپس عمر دستور داد غلام را به قتل برسانند.(شعراء ص92)
خودتان قضاوت كنيد چقدر فرق است ميان اينگونه كشف جرم كه عمر از آن استفاده نموده با آنگونه كه اميرالمؤمنين علي عليه السلام اعمال كرده است . در ضمن حد زنا با 4 دفعه اقرار ثابت مي شود ! نه به مجرد اظهار تمايلي نسبت به زني آن هم در حال مستي، به علاوه حد در اين قضيه كه بر حسب ظاهر زناي غير محصن بوده تازيانه است نه قتل و بالاخره عمر در اين ماجرا حد مملوك را كه نصف حد آزاد است چندين برابر حد آزاد قرار داده است.
ابن ابي الحديد نقل كرده: بسيار اتفاق مي افتاد كه عمر حكمي مي كرد وسپس آن را نقض مي نمود و بر خلافش فتوا مي داد. (شرح ابن ابي الحديد ،ج1،ص60) و از ابن سيرين نقل شده كه مي گويد :ازا بو عبيده سلماني مساله اي در باره ميراث جد پرسيدم وي گفت :من در اين خصوص 100قضيه از عمر به خاطردارم كه همه با هم مغايراست. !!! (ايضاح ،فضل ،ص337) همچنين ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه ج3 ص112 ذيل خطبه (لله بلاد فلان )آورده : عمر مي گفت : كسي كه مزاح كند سبك مي شود وعلت اينكه شوخي كردن را مزاح گويند اين است كه مردم را از حق دور ميكند. (نكته جالب اين است كه مزاح بر وزن فعال مصدر مزح مي باشد ، نه بر وزن مفعل از ماده زاح !!!) در ضمن دوست عزيزم آقاي غلامی جلسه وبلاگي با عنوان ميراث زده اند كه سر زدن به آن خالي از لطف نيست. از سيد حسين عزيزم و دوست عزيزم آقاي محمد سرشار كه در مورد رفع مشكل بوجود آمده وبلاگ تلاش كردند متشكرم . يا علی !!!
!! نوشته شده توسط
| |
نسب شريف جناب عمر !!! / يك معادله
امام صادق (ع) مي فرمايد: صهاك زني بود كه به نفيل زنا داد و حاصل اين عمل شوم خطاب بود كه او نيز پس از بالغ شدن با مادر خويش زنا كرد و حنتمه بدنيا آمد كه اوراپس از زادن در پارچه اي پيچيد و از ترس قبيله اش بر سر راه گذاشت پس هشام ابن مغيره ابن وليد او را پيدا كرد وتربيت نمود ونامش را حنتمه گذاشت پس هنگامي كه حنتمه بالغ شد خطاب چشمش به او افتاد واو را خواستگاري نمود و از اين پيوند پدر ودختر عمر به دنيا آمد!!!
پس خطاب پدر ، پدر بزرگ ودايي عمر بود و حنتمه مادر خواهر وعمه او . خطاب = نفيل + صهاک حنتمه = خطاب + صهاك خطاب + حنتمه = عمر قال رسول الله (ص) : يا علي لايبغضك الا ابن زنا او ابن حيض او مطعون في عجانته من جده خاله و والده و امه اخته و عمته اجدر ان يبغض الوصي و ان ينكر يوم الغدير و بيعته ***************** يک معادله : ۱- پيا مبر اكرم (ص):فاطمه پاره تن من است ، هر كس او را بيازارد مرا آزرده است وهر كه مرا بيازارد خدا را آزرده است . ۲- بخاري در مسلم ، محمدبن يوسف گنجي شافعي در باب 99كفايه : فاطمه (س) در حالت خشم وغضب ابي بكر را ترك گفته وبر او غضبناك ماند وبا او حرف نزد تا وفات نمود، آنگاه علي (ع) بر او نماز گزارد وشبانه دفنش نمود و ابوبكر را خبر نكرد كه بر جنازه حاضر شود ونماز گزارد./ابو محمد عبد الله ابن مسلم بن قتيبه دينوري در صفحه 14الامامه والسياسه : فاطمه (س) در بستر بيماري به ابوبكر وعمر گفت: اني اشهدالله وملائكته انكما اسخطتماني وما ارضيتما ني لئن لقيت النبي لا شكونكما... وادامه دادند كه : غضبت فاطمه من ابي بكر وهجرته الي ان ماتت . ۳- ...؟؟؟ !! نوشته شده توسط
| |
در باره ابو هريره ...
از موافقين ملعون ابن ملعون علي لسان رسول الله (معاويه ابن ابي سفيان ) ودر سلك منافقين ومردمان دو رو بود زيرا در صفين بعضي روز ها نماز را به امير المؤمنين علي (ع) اقتدا مي كرد ولي حاشيه نشين سفره چرب ونرم معاويه بود.چنانچه زمخشري در ربيع الابرارو ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه وديگران نقل نموده اند كه وقتي اين دو حالت از او سؤال مي شد مي گفت :مضيره معاويه ادسم والصلوه خلف علي افضل.(غذاي مخصوص معاويه چرب تر ونماز پشت سر علي افضل است.)تا آنكه معروف شد به( شيخ المضيره) . حتي عمر نيز اورا با لفظ عدو الله وعدو كتابه مورد خطاب قرار داده و او را تازيانه زد.ابن ابي الحديد در صفحه 360شرح نهج البلاغه جلد اول مي گويد: او (ابو هريره)نزد ما مقبول نمي باشد،چون عمر او را تازيانه زد و گفت تو سزاوارتري از آنكه دروغ نسبت دهي بر رسول خدا (ص) . !! نوشته شده توسط
| |
رفتار عجيب عمر با پسرش عبد الرحمن!مي گويند:
عبد الرحمن پسر عمر شراب نوشيده بود,عمرابن عاص در ميان خانه خود به او حد زد.اين خبر به عمر رسيد,عمر برآشفت ودر نامه اي به عمربن عاص چنين نوشت : واي بر تو !عبدالرحمن را در ميان خانه ات سر مي تراشي و به او حدمي زني؟...آنگاه كه نامه ام به تورسد عبدالرحمن رادرميان عبايش پيچانده ,اورابر شترناهمواري سوار كن ونزدمن بفرست تا سزاي كردار زشتش را ببيند! عمربن عاص عبدالرحمن را به همان كيقيت نزد عمر فرستادوبه عمرنوشت :من عبدالرحمن رادرميان خانه خودحد زده ام وبه خداسوگند ديگران را نيز در همين جا حدمي زنم...تا اين كه پس از چند روز عبدالرحمن در نهايت ضعف وبي حالي بر عمر وارد گرديد.همر اورا مورد عتاب وسرزنش قرار داده و گفت :آيا شراب مي نوشي ؟تازيانه ها !تازيانه ها! عبدالرحمن ابن هوق به عمر گفت :امير المومنين !!! يك بار براو حدزده اند.عمر به حرف او اعتنايي ننمود وعبد الرحمن را زير تازيانه قرار داد.بيچاره فرياد مي زد :بيمارم به خدا سوگند مرا مي كشي !ولي عمر به وي توجهي نكرد و حد كاملي بر وي جاري نمودوآنگاه اورا به زندان انداخت .تا اينكه وضعش در زندان بدتر شد وپس از يك ماه در گذشت !!! **************** اين گونه رفتار عمر چه توجيهي مي تواند داشته باشد,از يك سو عبدالرحمن را كه به اوعلاقه اي نداشت مي كشد واز سوي ديگرقدامه ابن مظعون را كه به وي علاقه داشت حد نمی زند !!!. !! نوشته شده توسط
| |
|
بسم الله الرحمن الرحيم
فهرست مقالات
نشانگر را بر روي عكسها نگه داريد براي مشاهده مقالات منتقل شده به آرشيو بر روي عکس مربوطه کليک کنيد.
![]() |